تبليغاتX
آریو بهنام®

آریو بهنام®

همه فن حریف

تيك تاك
تيك تاك
تيك تاك
تيك تاك
تيك تاك
مشنوي؟
عمر كه داره ميره ها...
چه كردي كه درست بره اين لحظاتت؟

آريو ميدونستي مسئولي؟چي داري جواب بدي اون وقت؟
كمي بخودت بيا پسر...

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 13:2 توسط آریو بهنام| |

این شعر از ایرج میرزای معروف باحال خودمونه که خیلی شعراش ادمو متحیر میکنه

خیلی وقته گم کردم دیوانشو ولی این شعرش همیشه تو ذهنمه.میگن یه مسابق بوده برای شعر در باره مادر تو اون دوران...از بین هزاران شعر این برنده میشه تو فرانسه

تقیدم به همه مادرا بخصوص مادر خوب خودم/

*روز مادر مبارک*

 

 داد معشوقه به عـــــــــــــاشق پيغام
كه كند مـــــــــــــادر تو با من جنگ
هر كجا بيندم از دور كـــــــــــــــــند
چهره پر چين و جبين پــــــر آژنگ
با نگاه غضب آلــــــــــــــــــــود زند
بر دل نازك من تير خــــــــــــدنگ
از در خانه مرا طـــــــــــــــــرد كند
همچو سنگ از دهن قـــــــــلماسنگ
مادر سنگ دلت تا زنــــــــــــده ست
شهد در كام من وتست شـــــــــرنگ
نشوم يك دل و يك رنگ تــــــو را
تا نسازي دل او از خــــــــون رنگ
گر تو خواهي به وصالم بــــــــرسي
بايد اين ساعت بي خـــوف و درنگ
روي و سينه ي تنــــــــــــگش بدري
دل برون آري از آن سينـه ي تــنگ
گـــــــــرم وخونين به منش باز آري
تا بـــــــرد زآينه ي قلبــــــــــم زنگ
عــــــــاشق بي خـــــــــــرد ناهنجار
نه بل آن فاسق بي عصمت و نــنگ
حــــــــرمت مادري از يـــــــاد ببرد
خيره از بـــــــــــاده و ديوانه زبنگ
رفت و مـــــــــادر را افكند به خاك
سينه بـــــــدريد و دل آورد به چنگ
قصد سر منزل معشوق نــــــــــــمود
دل مـــــــــادر به كفش چون نارنگ
از قضا خورد دم در به زمــــــــــين
و انـــــــــدكي سوده شد او را آرنگ
وآن دل گرم جـــــــــان داشت هنوز
اوفتاد از كف آن بي فــــــــــــرهنگ
از زمين باز چو برخـــــــاست نمود
پي بــــــــــــــــــــــرداشتن آن آهنگ
ديد كز آن دل آغشته به خـــــــــــون
آيد آهسته بـــــــــــــــرون اين آهنگ
آه دست پسرم يافت خــــــــــــــراش
آه پاي پسرم خــــــــــــورد به سنگ
 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 20:29 توسط آریو بهنام| |

رشته ام علافی‌ست جیب‌هایم خالی‌ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب دوستانی همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب اهل دانشگاهم قبله ام استاد است جانمازم نمره خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید باید از مردم دانا ترسید باید از قیمت دانش نالید وبه آن‌ها فهماند که من ایجا فهم را فهمیدم من به گور پدر علم و هنر خندیدم

با تشکر از دوست خوبم استاد حسین

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 17:8 توسط آریو بهنام| |

   اي مادر عزيز كه جانم فداي توست                قرباني مهرباني و لطف و صفاي تو

 

                                                            

مادرجان زمان تولدم باران مهرباني بودي كه به آرامي سيرابم كردي وزمان پرورشم آغوشي گرم كه به من آرامش دادي هنگام بيماري پرستاري كه دردم را مي شناسد و درمانم مي كند وقت تعليم معلمي آگاه و خستگي ناپذير كه مهرورزيدن و قدرشناسي را به من آموختي و زمان تصميم گيريها راهنمايي راه بلد و آگاه كه راه از بيراهه را به من نشان دادي

چه بگويم كه براستي فرشته اي و لبريز از عظمت فداكاري و محبت

مي بوسمت و مي ستايمت اي بهترين

چگونه مي توانم سپاسگزار اين همه زحمت باشم بانوي من

 

مادر عزيزم زيباترين گلها را به تو هديه مي كنم و آرزو مي كنم هماني باشم كه مي خواهي

 

 

روز مادر را به همه مادران بزرگوار مخصوصا مامان خوبم تبريك مي گويم اميدوارم هميشه سايه شان بالاي سر ما باشد و بتوانيم فرزانداني خوب و قدرشناس باشيم

 

 

اين شعر رو به همه مادران تقديم مي كنم:

مادر اي مريم بزرگ زمان

خرم از تو بهار ايمان است

قلب سرشار از عطوفت تو

روشن از آفتاب قرآن است

مادر اي كهكشان آينه ها

دستهاي تو شط خورشيد است

در طلوع نگاه خسته تو

برق رنگين كمان اميد است

مادر اي آفتاب هستي بخش

زير پايت بهشت جاويد است

دامن پاكت اي فرشته مهر

باغ آيينه گون توحيد است

برلبانت شكوفه هاي دعا

مي شكوفد سحر به بانگ اذان

روي رخساره ات ستاره اشك

مي دود با تلاوت قرآن

مي كند پر فضاي خانه زعطر

گل سجاده ات به وقت نماز

بانگ لله اكبرت در دل

بشكفاند شكوفه هاي نياز

 

 

                                                                           نصرالله مرداني – شاعر معاصر

 

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 4:12 توسط آریو بهنام| |

در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

در 7 سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه)

در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن)

در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى

در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى

در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی)

در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا)

در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

 

زندگی چقدر  ...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 5:9 توسط آریو بهنام| |

 

- اگر حرف مُفت را مي خريدند ، خيلي ها ميلياردر بودند.
2- آدم « بی باک » از سوخت هسته ای استفاده می کند.
3- امروز همان راه حل های دیروز است.
4- سکوت به جرم پوزخند به عدالت محاکمه شد.
5- فقط آدم های پُر حرف , سکوت ذخیره می کنند.
6- آنقدر در خودم فرو رفتم که سر از قوزک پایم در آوردم.
7- کبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی کرد.
8- بعضي ها روي شاخه نشسته و بعضي ها مشغول خوشه بندي.
9- رشته سخن را بدست گرفت و کلاهی نو برای مردم بافت.
10- اگر ساقی چشمان تو باشد , یک استکان چای هم مستم می کند.
11- بیشتر اوقات افکارم را با سکوت , سانسور می کنم.
12- آجر فشاري هيچ نسبتي با گروه فشار ندارد.

- اوج پرواز روزنامه نگارها خطوط قرمز است.
14- براي روشن كردن منظورش ، همه چيز را به آتش كشيد.
15- وضعش «توپ» بود ولی با یک «شوت» از میدان خارج شد.
16- دست هایم تصمیم گرفتند که مرا نه دست به سینه کنند و نه دست به کمر.
17- نقاش فقیر «درد» می کشید.
18- خر نادان ، دوست خوب خر سوار است.
19- در نبودنت ، خاطراتت خود نمایی می کند.
20- مخالفان آزادی افق را با لکه های سیاه کدر کردند.
21- عشق زنی بود که سیگار نمی کشید و من ترکش کردم.
22- عاشق با تلسکوپ و حسود با ميکروسکوپ به دنيا نگاه مي کند.
23- بي توجهي شهرداري به دست اندازها يعني دست انداختن مردم.
24- در روزهاي باراني اعداد در زير راديکال پنهان مي شوند.
25- قشنگ ترين و زيباترين ساعت دنيا، ساعتي بود که ديدمت.
26- وقتي گفتم حرف دلت را بزن، گفت گرسنه ام.
27- با هجوم کلمات نفس قلم به شماره افتاد.
28- خيلي ها تنها پشت گرمي‌شان آفتاب داغ است.
29- بازداشتگاه عکس ها آلبوم است.
30- بي دست و پاترين موجود مار است ولي همه از آن مي ترسند.
31- شیرین ترین ماه , ماه عسل است.
32- خیلی از موش ها حتی به گربه ها هم محل سگ نمی گذارند.
33- خُر و پُف , همان پُر حرفی کردن در خواب است.
34- برای گوش های سنگینش , نیاز به یک باربر داشت.
35- کرم شب تاب , چراغ قوه حیوانات است..

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 5:8 توسط آریو بهنام| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 5:5 توسط آریو بهنام| |

این خط خطیم عجب خط خطیه ها....خیلی خوشم میاد ازش

یه شاهکار دیدم توش که شجاعت  میخواد چاپ این اثر..برای ایکه شاید کمی بی ادبی باشه عکسشو میذارم ادامه مطلب.هرکی دید نظر یادش نره

عکس در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 5:3 توسط آریو بهنام| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 4:59 توسط آریو بهنام| |

مردی که با خانمی مثل شاهزاده ها رفتار می کند، به این معناست که در دامان یک ملکه پرورش یافته است .....
و مردی که به زنی بی حرمتی و بی احترامی می کند یقیناً با تحقیر و عقده بزرگ شده است...!

مادرم روزت مبارک

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 4:58 توسط آریو بهنام| |

امروز ۲ساعت ماشین بردم شستم..۱۵تومنم پیاده شده..اومدم خونه نیم ساعت بعد خواستم برم دیدم گنجشکا حالمو گرفتن....اساسی کفری شدم

یکی از آرزوهام اینه که:
گنجیشکای محله مون ماشین بخرن ،
بعدش من هر روز روی ماشینشون  خراب کاری کنم..!

والااااااااااااا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 4:56 توسط آریو بهنام| |

به مناسبت نزدیک شدن امتجانای دوستای دانشجو

اخرین متدل مراقبت ها

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 4:53 توسط آریو بهنام| |

رفتم از عابربانک پول بگیریم میگه : وجه نقد موجود نیست.
بعد مینویسه درخواست دیگری دارید؟

با خودم گفتم 

آره 4 تا جوک بگو بخندیم !!

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 4:51 توسط آریو بهنام| |

روز زنه دیگه...ماهم گفتیم خودی نشون بدیم.رفتیم زن گرفتیم ...اینم داستان زندگیمونه...

جدی میگم.قبول نداری ؟؟ صبر کن صداش کنم..

عشششششششششقم....بلقیسم....

والاااااااااااااا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 4:50 توسط آریو بهنام| |

چن وقت پیشا تو سرمای خدا درجه زیر صفر، مرامی یه خانوم مسن رو سوار کردم..
آخرش درآورده پول بده، میگم مرسی برای پول این کارو نکردم...
برگشته میگه : ***خوردی، پس برای چی اینکارو کردی عوضی!!
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 4:46 توسط آریو بهنام| |

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 4:45 توسط آریو بهنام| |

راستش خودم ۲-۳ بار بازي تحت فلشش رو بازي كردم..بامزس.وقت آزاد باشه براي تسكسن فكر و فراموشي فشاراي روزانه عاليه ايجور بازي هاي آرام و سرگرم كننده...من خودم اينجور بازياي ساده رو ترجيح ميدم....بد نيست بازي كنيد ولي اعتيادش رو بپايدا....
 
---------------
فقط شما نیستید که وقتی نمی توانید یک مرحله از پرندگان خشمگین یا همان AngryBirds را با موفقیت پشت سر بگذارید ، چندین و چند بار دیگر با تحمل گشنگی و داشتن عجله و… همان مرحله را بازی می کنید . بازی که کل دنیا را تحت تاثیر قرار داد تا جایی که یک شهر بازی با موضوعیت انسانهای خشمگین احداث شد که خب مسلما ابعاد پرتابگر آن واقعی است و افراد می توانند با هدف گیری ، پرنده خود را به صورت واقعی پرتاب کنند . در کل بازی اعتیاد آوری است.

 

در کل ۳ مدل مختلف بازی AngryBirds داریم angrybirds : ،angrybirds seasons  و  . angrybirds Rioحال وب سایت AYTM.com  از ۵۰۰ فرد بالغ بالای ۱۸ سال در آمریکا که حداقل یکی از این ۳  بازی پرندگان خشمگین را دانلود کرده اند تحقیقی به عمل آورده که بررسی می کنیم.

 

۷۶ درصد از آنها بازی angrybirds را به صورت رایگان دانلود و ۴۶ درصد آن را خریده اند . ۲۹ درصد بازی angrybirds seasons را رایگان دانلود و ۱۴ درصد آن را خریده اند . ۲۸ درصد بازی angrybirds Rio  را رایگان دانلود و ۱۶ درصد آن را خریده اند.

 

1 download angrybirds به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

مردها ۳۵ درصد بیشتر از زنان علاقه داشتند تا بازی پرندگان خشمگین را بخرند . افرادی که بین ۱۸ تا ۲۴ سال بودند ۳۳ درصد بیشتر از افراد بالای ۲۵ سال تمایل به خرید این بازی داشتند . مردان بین ۱۸ تا ۲۴ سال ۷۶ درصد بیشتر از زنان ۲۵ سال به بالا قصد خرید این بازی را کرده اند.

 

2 buy angry bird به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

در سرتاسر دنیا این بازی روزانه ۲۰۰ میلیون !! دقیقه بازی می شود که چیزی حدود ۳۸۰ سال می شود.

 

3 200 milion minutes gameplay به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

بازی خورها حدود ۱۰۰ میلیارد پرنده را در بازیهایشان پرتاب کرده اند این در حالیه که تقریبا ۱۰۰ میلیارد پرنده زنده در کره زمین وجود دارد.

 

4 go bird به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

شرکت راویو موبایل شرکت تولید کننده این بازی در حال حاضر یک میلیارد دلار ارزش دارد.

 

5 rovio company به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

دانلود این بازی برای دستگاه های مختلف تا به حال به شکل زیر بوده.

 

۳۳ درصد برای آیپاد ، ۳۲ درصد آیفون ، ۱۵ درصد آی پد ، ۶ درصد Mac ، ۴۱ درصد دستگاه های اندرویدی ، ۲۵ درصد برای کامپیوتر و ۶ درصد هم دستگاه های دیگر می باشد . در کل ۷۶ درصد سهم محصولات شرکت اپل بوده است.

 

6 angrybirds in devices به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

تحقیقات صورت گرفته بین ۱۰۰۰ نفر ا ز بازی خورها که تا به حال بیشتر از ۲۵ بار این بازی را انجام داده اند نشان می دهد که انجام این بازی شما را این شکلی می کند.

 

7 angrybirds make u feel به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟ 

افرادی که مجرد هستند به اندازه افراد متاهل با انجام این بازی خوشحال می شوند و لذت می برند اما مجردها ۷ برابر بیشتر احساس نگرانی می کنند و ۲٫۵ برابر هم بیشتر عصبانی می شوند . افرادی که بین ۱۸ تا ۲۴ سال هستند ۵ برابر بیشتر از ۲۵ سال به بالاها مود روانی نامناسبی پیدا می کنند . افراد مجرد ۹ برابر بیشتر از متاهل ها پریشان احوال می شوند ( البته در انجام این بازی )

تا به امروز ۳۰۰ میلیون بار این بازی دانلود شده که پیش بینی می شود به ۱ میلیارد دانلود برسد.

 

منبع : علم فردا

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 5:8 توسط آریو بهنام| |

به نظر من اين جمله يه دنيا حرف توشه

...............

گَرَم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم...

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 5:4 توسط آریو بهنام| |

... کاش هرگز آن روز از درخت گندم بالا نمی رفتم ...

که اینگونه بر زمینم بزند...

کـــاش !
 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 2:16 توسط آریو بهنام| |

بچه که بودم خیلی جسور بودم.شیرجه و پشت وارو زدن توی رودخونه ی کنار باغ بگیر تا چشم باز کردن زیر آب گل الود استخر...عاشق خلبانی بودم و اوج گرفتن..انقدر پرواز را دوست داشتم که یک بار از بالکن طبقه اول پریدم روی تل  ماسه داخل حیاط که برای موزاییک فرش ریخته بودن..شانس اوردم نشکست پاهام...کارم بالا رفتن از  درختای گردوی سر بفلک کشیده  باغ پدر بزرگ بود و کوه نوردی بعد از ظهر روز اول عید...

اما الان نمی دانم چرا حتی بی اسانسور ۳طبقه به بالا رو نمیتونم برم.چرا جرات رفتن روی اسکلت رو ندارم.جرات ندارم از پشت بوم زمین رو نگاه کنم....

نمی دانم عقلم کم بود اون موقه ها و بچه بودم...یا الان دل ندارم که خطر کنم.

هرچی هست شدم خلبان سقوط کرده .....کسی که از پرواز و اوج فراریه...

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 2:10 توسط آریو بهنام| |

شاعر ميگه:
زن زيبا بود در اين زمونه بلا

درجايي ديگر:
بلا اي بلا دختر مردم.

در جايي ديگر:
بلا ملا بلا بلا بلا...ميخرم واست طلا ملا

نتيجه:
شاعر نداريم كه يه مشت خانوم باز داريم...!!

والااااااااااااااااااااا

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 1:57 توسط آریو بهنام| |

تست iq

شاید این تست برای شما تکراری باشد , اما ارزش دوباره امتحان کردنش را دارد ..

تست هوش باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط ۵ ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در ۱۰ میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (آسانی سوالات شما را گول نزند !!!)

۱- بعضی از ماهها ۳۰ روز دارند بعضی ۳۱ روز چند ماه ۲۹ روز دارد؟

۲- اگر دکتر به شما ۳ قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت ۱ قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

۳- من ساعت ۸ شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که ۹ صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

۴- عدد ۳۰ را به نیم تقسیم کنید وعدد ۱۰ را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

۵- مزرعه داری ۱۷ گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز ۹ تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

۶- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

۷- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

۸- اگر ۲ سیب از ۳ سیب بردارین چند سیب دارید؟

۹- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

۱۰- اگر اتوبوسی را با ۴۳ مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور ۵ مسافر را پیاده کنید و ۷ مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان ۸ مسافر پیاده و ۴ نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از ۱۴ ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش

۷تا و بیشتر دانش اموز دبستان

۶ تا دانش اموز دبیرستان

۵ تا دانشجو

۲-۳ استاد دانشگاه

۱ مدیران ارشد . . . . .

پاسخ تست ها
۱- تمام ماهها حداقل ۲۹ روز را دارند

۲- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت ۱ و دیگری را درساعت ۱/۵ و بعدی را در ساعت ۲ می خورید)

۳- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت ۹ که برسد زنگ میزند که
ساعت ۹ شب است

۴- حاصل ۷۰ است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در ۲ است)

۵- او ۹ گوسفند خواهد داشت

۶- کبریت

۷- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد

۸- همان۲ سیب

۹- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)

۱۰- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 5:27 توسط آریو بهنام| |

در یک جنگ ۱۰۰ سرباز شرکت کردند و جراحاتی برداشتند. آمار جراحات به شرح زیراست:
۷۰ نفر دست راستشان را از دست دادند
۷۵ نفر دست چپشان را از دست دادند
۸۰ نفر پای راست
۸۵ نفر پای چپ از دست دادند.
حد اقل تعداد افرادی که هر ۴ عضوشان را از دست دادن چندتاست؟

جواب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 5:24 توسط آریو بهنام| |

سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند.

قیمت ساعت ۳۰ هزار تومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن پرداخت میکنند

تا آن ساعت را خریداری کنند…

بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده.

این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان

شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر میدارد

و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)

حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ میشود

این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است میشود ۲۹ تومان

هزار تومان باقیمانده کجاست ؟

طراح سوال : دکتر حسابی

براي بدست آرودن جواب به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 5:19 توسط آریو بهنام| |

ه عکس نگاه کنید وسعی کنید شخص موجود در عکس را پیداکنید  فقط ۱۲۰ ثانیه (۲ دقیقه) بیشتر ادامه ندهید

فقط باید یه ذره دقت کنید

 چند بار سعی کنید قبل ازاینکه جواب را ببینید

خوب اگه نتونستي جواب بدي بهتره بري به ادامه مطلب تا محل شخص موردنظر رو ببيني



ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 5:12 توسط آریو بهنام| |

خدايي مثلش يادم نيست ولي يه ضرب المثل فارسي داريم به اين مضمون ..كه تكرار گفتن ييه چيز دروغ كاري ميكنه كه خود دروغگوهم باورش بشه.شايد نامربوط باشه ولي يه چيز تو مايه هاي يك كلاه 40 كلاغ

حكايت اين نامه چارلي چاپلين به دخترشه...كه بنده خدا روحشم خبر نداره از اين نامه....

سی و خورده ای سال پیش، شیر پاک خورده ای به نام فرج ا... صبا در اتاق کارش نشسته و از قول چارلی چاپلین، نامه ای نوشته خطاب به دخترش! و در مجله اش آن را چاپ کرده. برای شوخی و خنده.
نامه نه تنها در ایران که حتی در کشورهایی دیگر هم جدی گرفته شده، در سایت ها تکرار شده، روی دیوار ها و کاغذ دیواری ها و برد های دانشکده ای رفته (و مثلا باعث جدال هایی بین دانشجویان بسیج و بچه های شورای صنفی یکی از دانشکده های همین حوالی شده)، در رادیو خوانده شده و غیره.
ولی این دیگر شاهکار بود. در نمایشگاه کتاب دیدم به کتاب هم تبدیل شده! و به چاپ نهم رسیده. 

البته مضمونش خوبه ولي اين جمله كه مال چارلي يه جور كلابرداريه از اسم و شهرت چارليه از نظر من

بيچاره چارلی

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 4:48 توسط آریو بهنام| |

داور : خداوند محک

کمک داور : وجدان خودتون

 

با یک هزار تومانی دو بال ساخته ام

و می خواهم با آنها تا خداوند پرواز کنم

کسی هست که در این پرواز یاریم کند ؟!

 

 

اسم بازی هست پرواز با هزار تومنی . این جمله رو که یادتون هست ؟! با هزار تومن چی کار میشه کرد ؟!

خیلی وقتا توی خیلی سایت ها این تبلیغ رو که مربوط به موسسه خیریه محکهست می بینیم اما شاید به دلایلی مختلفی مثل تنبلی در عضویت کوتاهی کردیم . این بازی یک تلنگر هست برای اون هایی که هنوز عضو نشدن که ضرف هفت روز آینده عضو بشن و اونایی که عضو هستن عیدی بچه های محک رو بدن .

ما حد اقل مبلغی رو برای بازی همون هزار تومن در نظر می گیریم اما اگر کسی بیشتر از هزار تومن هم هدیه کرد لطفا فقط بگه هزار تومن واریز کرده . نمی خوایم با افزایش مبلغ واریزی یکی از دوستان کار بقیه کم به نظر بیاد چون بزرگیه کار انسان ها رو فقط خدا تعیین میکنه و فقط اونه که می دونه کمک های ما به چه نیتی و در چه وضعیتی بوده .

اول تصمیم گرفتم از محک یه شناسه عضویت بگیرم و همه به اون حساب واریز کنیم یا اینکه هر کس شناسه عضویتش رو بفرسته برام . اما بعد شرمنده شدم از تصمیمم چون فقط خداونده که میتونه ارزش کار انسان ها رو مشخص کنه و از اون گذشته اینکه هر کس یه شناسه برای خودش داشته باشه بهتره تا همیشه بتونه لااقل ماهی یک بار با حداقل یه هزار تومنی تا خدا پرواز کنه .

داور رو خداوند قرار دادیم چون همیشه ناظر همه اعمال بنده ها هست و خودش میدونه کی در بازی شرکت کرده .

یک کار دیگه هم هست که شرکت کننده ها باید انجام بدن . باید به دوستاشون اطلاع بدن . که هر چه اشخاصی که با اطلاع شما وارد این زنجیره مهرورزی شدن بیشتر باشه امتیاز شما بیشتر میشه .

یادتون نره این یه مسابقه نیست یه بازیه که داورش خداوند و باید مطمئن باشید داور عادلیه و حتما پاداش این مهرورزیتونو میده .

شرایط بازی به اختصار :

1 . قرار دادن همین پست در وبلاگتان

2.  عضویت در موسسه محک ( عضویت در محک تلفنی هم انجام میشه ) (برای کسانی که عضو نیستند)

من برای سهولت شما لینک مستقیم درخواست عضویت رو در محک براتون گذاشتم ولی ثبت نام از طریق شماره تلفنش خیلی راحت تره که شمارش رو در همین صفحه ای که گذاشتم می بینید

 تلفن مستقیم با درخواست عضویت محک :۰۲۱-  23540  ( لینک مستقیم عضویت در محک )

3 . واریز حد اقل هزار تومن به عنوان عیدی کودکان محک .( چنانچه در صورت تمایل بیشتر از هزار تومان هم هدیه کردید لطفا فقط هزار تومان بیان کنید) (در صورت تماس با همون شماره بالا برای انواع واریز راهنماییتون میکنن)

4 . اطلاع رسانی به لینک دوستان وبلاگی و آشنایان .کمک یادتون نره

5 . و همه این کار ها باید ضرف 7 روز آینده انجام بشه .

 

یادتون نره این دوستای کوچولو منتظرن تا شما بازی

رو شروع کنید ....

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 4:32 توسط آریو بهنام| |

به یاد ندارم .....

نابینایی به من تنه زده باشد....

اما هرگاه تنم به جماعت نادان خورد گفتند

مگر کوری...

دکتر شریعتی

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 4:14 توسط آریو بهنام| |

دیشب 1ساعت بیشتر از بقیه همکارام محل کارم موندم تا بتونم مرخصیِ فردایی رو ردیف کنم و کار عقب مونده نداشته باشم. وقتی همه رفتن واسه خودم با بلوز شلوار راحت بودم،و البته کرکره واحدمونو کشیده بودم تا مشتری نیاد. چند دقیقه ای نگذشته بود که مزاحمی زنگ زد گوشیم.
دفعه اول دیدم چرت و پرت میکه قطع کردم. بار دوم مثلا خواستم بگم شوهر دارم، که واسه تایید حرفم بلند داد زدم علییییییییییییییییییییی بیا ببین این چی میگه؟
(حالا چرا اسم علی اومد به ذهنم،نمیدونم)
یارو مزاحمیه قطع کرد اما واحدهای کناریمون مردن از فضولی که این علی کیه.الان کجاست؟
و از همه بدتر نگاه هنگ نگهبان ساختمونمون بود که چطور من پسر آوردم اما اون نفهمیده!
 
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 4:2 توسط آریو بهنام| |

یکی از رفقا بساز بفروشه یه بار زمستون که برف میومد رفته بودم سر ساختمونش کارش داشتم . اونجا تو ماشین منتظر بودم که بیاد یه دفعه دیدم یکی از طبقه دوم ساختمونی که داشت میساخت پرت شد بیرون افتاد رو برفایی که رو ماسه ها بود . اومدم بیرون ببینم چی شد دیدم اونی که پرت شد بیرون بلند شده داره لباسشو میتکونه بعد که تکوند داد زد : آیییییییییییییی جعفررررررررررررررررررررررر دیگه سر ناهار با من از این شوخیا نکن . منم که هم خنده ام گرفته بود هم شاخ درآورده بودم پیش خودم گفتم : بسم اله ، یعنی این شوخی سر ناهار ایناست ؟!
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 4:0 توسط آریو بهنام| |